فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
146
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
و بجز يك راهرو در طبقهء پائين و دو سه اطاق نسبتا خوب ، بقيهء اطاقها چنان كوچك و تنگاند كه خانهء هر پيشهور اروپائى بر آنها رجحان دارد . سرانجام آنكه شيراز كه بىشك يكى از شهرهاى بسيار مشهور و نامدار مشرق زمين است كاملا از ريخت افتاده و نيمه ويران است . اگرچه ديگر شهرهاى ايران ، حتى شهرهائى كه از آنها مراقبت كافى به عمل آمده است نيز زيباتر از اين شهر نيستند . با همهء اين احوال ، در شيراز هرگونه ارزاق در حد وفور است بطورى كه اگر جمعيت شهر خيلى زيادتر از جمعيت كنونى هم باشد هرروز مقدار زيادى از اجناس در بازار دست نخورده و فروش نرفته باقى مىماند و به همين سبب قيمت اجناس بسيار نازل است . و اما كسبهاى كه خوردنيها را براى فروش خريدارى مىكنند اگر در فروختن آنها با زحمت مواجه شوند ، جنسهاى مانده را با دقت مىپزند و پختهء آنها را عرضه مىكنند . بدينجهت غربا و بسيارى از اهالى شهر ، با بودن اين غذاهاى آماده ، در خانهء خود طبخ نمىكنند . گوشت خوراكى معمول آنها گوشت گوسفند است . گوسفندان درشت و پرچربى هستند . مرغ خانگى به حد وفور وجود دارد و حداقل به خوشطعمى ماكيان اسپانياست . گوشت گوسفندان و گوسالهها نيز بر بهترين گوشت بزهاى اسپانيا رجحان دارد . خرگوش اهلى و وحشى مطلقا در بازار ديده نمىشود . كبك ، اگرچه در ايالت لار بسيار زياد است ، در شيراز بندرت ديده مىشود . علت نايابى جريمهاى است كه به شكاركنندگان تعلق مىگيرد . در باغهاى بزرگ تعداد زيادى قرقاول و دراج و ديگر شكارها وجود دارد و چون كاملا از صيد در امانند بينهايت زادوولد مىكنند . همهء عربها ! و ايرانيها از خوك اهلى نفرتى زايد الوصف دارند چنان كه حتى در سراسر شهر شيراز و حوالى يك خوك هم پيدا نمىشود . با اينحال بمحض آنكه سفير يا كسانش تمايل به گوشت خوك پيدا مىكردند اهالى محل به شكار مىرفتند گراز بسيار خوب مىآوردند چنان كه در تمامى مدت اقامت در شيراز ، كه بيش از چهار ماه به طول انجاميد ،